نا مه ای از یک شهید:((رؤیای صادقه حیرت انگیز))

با سمه تعالی این جانب مجید نوائی لواسانی متولد1340هجری شمسی ،درروستای لواسان بزرگ درشمال شرقی تهران به دنیا آمدم،ودریک خانواده مذهبی وروحانی پرورش یافتم،حدودده یا یازده ساله بودم،شبی رؤیای عجیبی دیدم که برایم قابل هضم نبود،دیدم جوانی شده ام که زمان ازدواجم فرارسیده ولباس دامادی پوشیده ام وبادختری ازدواج کرده ام.وبعدازآن دیدم درغرب کشورجنگی شروع شده که به نام اسلام وکفرتلقی می شود ومن دراین جنگ شرکت کردم،اعزام من به جبهه باآرم فعلی سپاه ومنطقه ای که اعزام شدم ازمحل کارم(سدلتیان)است.خداوند به من دختری دادنام اورانام فاطمه زهراسلام الله علیها گذاردم،وقتی به جبهه رفتم درجبهه های میانی غرب ازناحیه سینه چپ مجروح گردیده ودردم شهیدشدم،مرابه بهشت زهراآورده ودرقطعه شهداءدفن کردند ودیدم که خانم بنده دخترم رابالباس زمستانی وکلاه داربالای قبرم آورده ومی گوید:مجیدبرخیزدخترتآمده،برخیزفاطمه ات راآورده ام.

آن چه عجیب است این که:همان دختری که درطفولیت بااودررؤیاازدواج کرده بودم همان کسی است که درسال 1363 هجری شمسی بااوازدواج کردم وخدادختری به من داده که نامش رافاطمه نهادم به علت شدت علاقه ای که به بانوزهراسلام الله علیهاداشتم.وکارم بعدازازدواج درست درهمان منطقه ای است که درخواب دیده بودم( یعنی سدلتیان).وازجایی به جبهه اعزام شدم که آن موقع درخواب دیده بودم،وبا آرمی رهسپار جبهه شدم که آن موقع درخواب دیده بودم( آرم سپاه پاسداران).ومنتظرم بقیه خواب من تعبیرشود این نامه رادراختیاریکی ازطلاب علوم دینیه(طلبه بسیجی برادرنبیونی ازطلاب مدرسه حجتیه قم)به امانت دادم که فردی بسیارمتقی است تادرصورت معلوم شدن بقیه خواب،وی این یادداشت رابه عنوان رؤیا ی صادقه ای که بسیارتعجب آوربود ه وتعبیرآن حدودچهارده الی پانزده سال طول کشیده است جهت استفاده های مطلوب به نفع قرآن واسلام تقدیم علاقه مندان به انقلاب اسلامی بنماید.

ضمنا اکنون می بینم بهشت زهرا به همان صورتی که درخواب دیده بودم شده است والسلام علی من اتبع الهدی الاحقرمجیدنوائی لواسانی17/10/65.

شهیدوالامقام مجیدنوائی لواسانی درتاریخ 20/10/65درست سه روز بعداز نوشتن این نامه درمنطقه جنگی به شهادت رسید.

ضمنا این شهیددرقطعه 53بهشت زهرا(س)دفن شده است.