مناجات نامه ای از  طلبه شهید محمود استاد نظری خطاب به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف:

باسمه تعالی

السلام علیک یاصاحب الزمان

آقادوست دارم گوشه ای بنشینم وزیرلب صدایت کنم؛چشمانم رابه نقطه ای خیره کنم؛تو هممقابل بنشینی ومتوجه ات شوم ؛هِی نگاهت کنم وهِی گریه کنم؛آنقدرکه از هوش بروم .....به هوش بیایم ببینم سرم روی دامن شماست حس کنم بوی خوش ازنسیم تنت به مشامم می وزد آن وقت بااشتیاق درآغوشت گیرم وبعدتوبادست های خودت اشک های چشمم راپاک کنی؛

مولای من سرم رابه سینه ات قرار دهی وموهایم راشانه کنی،آن وقت احساس کنم وصال حقیقی عاشق ومعشوق روی داد،بعد به من وعده شهادت بدهی ومن خودم رانشسته بربال ملایک احساس کنم وبشنوم که به من وعده شفاعت وهم سفره ای باخودت رابدهی،آن وقت من باخیال راحت ازآتش عشق مثل شمع بسوزم وآب شوم روی دامانت بریزم هلاک شوم وجان دهم ...

((مناجات شهید باخدای سبحان)):

خدای من ،دوست دارم وقتی دوستانم نگاهم می کنندوباهام گرم می گیرند،احساس غروروخودپسندی،بزرگی وخوب بودن وبرتری نکنم درعوض بترسم وشرم کنم ازآن روزی که پیش همین دوستان پرده رابالا بزنی ومراپیش چشم پاکشان افشاء کنی آن وقت من از  خجالت بگویم :

یالیتنی کنت ترابا  :ای کاش من خاک بودم.

خدایا به من لیاقت خوب بودن دادی واین طور بین دوستانم نشانم دادی،پس لیاقت حقیر شمردن خوددرمقابل آن بزرگان راهم بده تا گمراه نشوم....خدایا من ازروشنی روز فرارکردم وبه سیاهی شب پناه آوردم،به این امید که درپناه توباشم وباتودرددل کنم ودرتاریکی شب می نشینم تا سیاهی قلبم راپاک کنی.خدایاتوبابندگانت مشروط معامله می کنی وگفته ای:ای بنده توعبادت کن که پاداشش نزدمن است درقیامت،اماشیطان همیشه نقدمعامله کرده بابندگانت می گوید گناه کن که درهمین حال مزه ا ش رابه تومی چشانم پس خدایابرای خلاصی از تمامی هوسها تومزه عبادتت رابه ما بچشان که بالاترین وشیرین ترین مزه هاست.

تاریخ ولادت:11/2/1348شمال تهران(خانواده بسیار مرفه)تاریخ شهادت:24/11/1364محورفاو(عملیات والفجر8)