بسمه تعا لي

شخصي نزد پارسا مردي كيسه اي پردرم به دست گرفت.گفت يااستاددلم تاريك شده،مراپندي ده!پارساگفت:اندرآن كيسه چه داري؟گفت:درم.گفت:

چنداست؟گفت:هزاردرم.گفت:سركيسه بازكن،بازكرد!پارسامرد،يك درم برگرفت وگفت:پيش ترآي!پيش ترآمد.پارسا آن درم برچشم وي نهادو

گفت:چشم بازكن وبنگر!گفت :اين برچشم من است،نمي بينم.گفت اي مرد!يك درم برچشم نهادي،دنيارانمي بيني.پس هزاردرم بردل نهادي،چگونه

چشم دل تاريك نشودتاعقبي را ببيني!«مبلغان اريبهشت 86نقل كرده از:مكا تبه وانديشه ش26صص163-164»