ای خداکاش که آن دلبرمان بازآید

روشنی بخش دل تیره مان بازآید

آن مناجات کن طوربه شب های دراز

آن دعاگوی سحرهای خزان بازآید

آن که صدیوسف کنعان به رکابش باشند

منجی دین خودت مردزمان بازآید

آن که عشقش به دل سوخته عشاقش

خوش نشیندبه سراپرده جان بازآید

آسمان پس سببی سازکه برتشنه لبان

موج دریاوهمه آب روان بازآید

یاربم ناجی مارابه سلامت برسان

کان چنان باعظمت تخت نشان باز آید